منشور حبّ و حبّ منشور

منشور حبّ و حبّ منشور

منتشر شده در: 1404/10/09 19:48

خلاصه متن...

با جهت دهی حبّ بر اساس معرفت، در نیل به محبوب، هیچ آیتی از محبوب برایتان نباید رهزن بشود، تا هرکس براساس فطرت کامل مطلق را طلب کند.

همواره نبض روح تان را بگیرید، ببینید که به ولی خداحبّ داریدیا نه، آن ها که حبّ ولی خدا را دارند بدانند که ولی نیز محبّ آن هاست (یحبهم ویحبونه).

ومعرفت وطریق شناخت حقایق عالم که همان خود آگاهی است را با جدیّت دنبال کنید تا این حبّ در مسیر ظهور تامّ درست جهت دهی شود.

 والا همچون زلیخای سوره یوسف می شوید که بر اساس حبّ فطری به کمال مطلق، حرکت را آغاز نمود ولی در آیتی از محبوب که جمال یوسف کامل مطلق بود مفتون شد و راه را گم کرد.

باید این حبّ را جهت دهی کرد ودر نیل به محبوب هیچ آیتی از محبوب برایتان رهزن نشود، که در این صورت ولیّ محبوب شما غایب می شود تا شما خود را بیابید و مجدد در مسیر او به راه بیفتید نه در مسیر آیتی از او. فافهم جدّا و جیّدا.

یوسف ولی خدا، خود رابه زندان انداخت تا زلیخا آن عشق و حبّ فطری به ولیّ خدا را مجدد بیابد ودر مسیر درست آن وارد شود.

آری اولیاء الله خودشان را بر اساس (ففرّوا الی الله) غایب می کنند ودر زندان می اندازند تا محّب در حبّ خود به محبوب، درست طی طریق کند، لذا گفت: السجن احبّ الیّ، زندان برای من یوسف دوست داشتنی تر از این است که ...!

چرا؟ چون محبّ فطری من زلیخا، صاحب جمال رابیابد نه جمال را!

هر کس فطرتاً کامل مطلق را می طلبد، مگر کسانی که فطرت را آلوده نموده باشند که آن ها بر اساس اللهّم اغفر لی الذنوب التی تهتک العصم، پرده فطرت صاحب عصمت خود را هتک نمودند.

آن چه در شریعت آمده است برای هدایت فطرت به سوی فعلیت محض و کمال مطلق (مقام لایقفی) است.

شریعت، فطرت، فعلیت، سه واژه مهمی است که زیبنده تفکر شماست، در آن ها بیندیشید.