خلاصه متن...
الهی !
به «حاجی » فرموده ای که اوّل در عرفات وقوف کن و سپس به قربان گاه «مِنیٰ »درآی ...
راز این فرمانت چیست ؟
سرّ تقدّم وقوف در عرفات بر وقوف در مِنیٰ چیست ؟
گویا رازش این باشدکه :«تا تو رو نشناسد، قربانی ات نمی گردد.»
آری !
آن ها که تورو شناختند از همه غیر تو دست کشیدند و بریدند و حتّی در موت احمر ، جسم خود را نیز به قربان گاه دوست می برند .
«آن کس که تو رو شناخت جان را چه کند
فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی ، هردو جهانش بخشی
دیوانه ی تو هردو جهان را چه کند .»
راستی ،
تو را شناختم یا نه ؟
اگر نشناختم ،به چه تورا بشناسم ؟
آیا تو مجهول منی؟ یا معلوم و معروف ؟
به چه معروفی تو را بشناسم ؟
آیا معروفی غیر تو داریم ؟
آیا می توانم به خودم تو را بشناسم یا نه ، حتّی خودم هم به تو معروف ومعلوم هستم ؟!و غیرتو معلومی نیست ؟!
الهی !
پیر عارف و شاهد ما گوید :
همه از دست شد و او شده است
أنا و انت و هو ، «هو » شده است
اگر این است که او از سیر ذوقی و شهودی خویش و یافته های عرفانی خود گزارش می دهد، نباید غیر تو معلومی باشد ؛چرا که غیرتو موجودی نیست و این همه ظهور نوشت که تو یکتای همه ای !
الهی !
پیر عارف ما ازتحفه های شهودی خویش
مارا به این مائده ها مهمان فرموده است که :
وجود اصیل است ؛
وجود اصیل واحد بی انتهاست ؛
علم وجود است ؛
وجود مساوق حق است ؛
علم و عالم و معلوم اتحاد وجودی دارند ؛
واین جاهل گوید :
گویا می توان با این اصول نورانی این گونه نتیجه بگیریم که :
علم مساوق حق است چون وجود مساوق حق است
معلوم نیز مساوق حقّ است چون علم و عالم ومعلوم از حیث وجودی مساوق هم و متحّد باهم اند
ولذا اگر این گونه است باید گفت :
غیرتو معلومی نیست !
پس تو معلوم و معروفی و غیر تو همه مجهول بلکه غیر تو معدوم اند : «یاخیرمعروفٍ عُرِفَ...»
آری توجّه به این معرفت فطری مهم است و چه بسیار افرادی که درغفلت از این عرفان اند .
گردن از بس نزدیک به چشم است دیده
نمی شود و تو در قرآن فرمودی :
«من از رگ گردن هم به شما نزدیک ترم .»
الهی !اگر غیرتو معلومی نیست وتو هم
بی حدّ و اندازه ای ،پس چرا نسبت به تو در غفلتم ؟!
چه کنم که از غفلت درآیم؟
گویا در «وقوف »و «عکوف» ، اسراری نهفته است ...
گویا این «وقوف» و« عکوف » ، انسان را به «شهود» برساند ،شهود تو ،شهود جمال و جلال تو ...
شهود حقیقت و مبدأ ؛
شهود اصل و خزینه ی وجود مظاهر وجود؛
شهود تو که :اوّل و آخر و ظاهر و باطن
هستی ...
آری گویا این «وقوف» و« عکوف »هر چه با توجّه بیش تر باشد ،شهود تو در جدول وجودی معتکف صاف و زلال تر است .
وتا این شهود رخ ندهد قربانی حقیقی صورت نمی پذیرد ...
- قربانی یعنی: قطع تمام تعلقات ؛
- قربانی یعنی :انقطاع از غیر البته نه غیری که موجود باشد و از او منقطع گردیم بلکه غیرِ ساخته ذهن و خیال !
- قربانی یعنی : توجه محض به او ؛
- قربانی یعنی :انصراف تامّ از غیر او ؛
وآن که به وی شهود تامّ روی آورد ، به قربانگاه روی آورد و لازمه ی این شهود تامّ، وقوف و عکوف با توجّه است .
آن که به وقوف در عرفات جان خویش بنشیند ، صدای عاکفان در وادی ملکوتی عرفات را می شنود که : «الحمدلله الّذی لیس لقضائه دافعٌ و لا لعطائه مانع و لا کصنعه صُنعُ صانعٍ ...».
و حسین علیه السّلام مصداق تامّ عارفی است که در عرفات خویش به شهود تامّ و در قربان گاه به انقطاع تامّ و کمال اخلاص متنعّم گردید .
پس ای حاجی !
هرگاه قصد حجّ (کوچ کردن)به بیت الله را داری بدان که :
تمام عالم بیت الله است و ما اگر در عرفاتِ جانِ خویش به وقوف ملکوتی تشرّف یابیم اجازه ورود در قربان گاه را دریافت می نماییم و الاّ از حجّ جز حضور مِلکی و ظاهری در سرزمین عرفات و مِنیٰ عائد مان نمی گردد .
آری چه بسا عارفانی که هر لحظه در عرفات جان خویش وقوف ملکوتی دارند
و از آن ها که در وقوف مِلکی زمانی در سرزمین عرفات حاضرند ، سبقت دارند !
و خوشا آن کس که جمع بین وقوف ملکوتی و مِلکی می نماید .
الهی ! نعمت وقوف در عرفات ملکوتی و ملکی و توفیق حضور در قربانگاه مِنای خویش را به همگان عطا فرما و در آستانه روز عظیم عرفه حلاوت و شیرینی دعای عرفه امام حسین علیه السلام را در کام همگان زیاد فرما و تلقّی متن ومعارف و حقایق این دعا از کانال وجودی امام حسین سید الشهداء علیه السلام در حین قرائت دعا را روزی ما فرما .
آمین .
سیّد حسین حسینی مازندرانی
چهارشنبه ، 8ذی حجّه 1441ه.ق
#عرفه _عرفات